تجربه رانندگی با بی‌ام‌و‌های مسابقه‌ای M3 DTM و Z4 GT3

تجربه رانندگی با بی ام و‌های مسابقه‌ای M3 DTM و Z4 GT3

رندی فرانکلی پابست، ملقب به راکت راننده مسابقه ۶۱ ساله ایست که سابقه پیروزی در بسیاری مسابقات آمریکای شمالی شامل رقابت‌های کلاس GT، استقامت و تورینگ کارز را در کارنامه دارد.

 چندیست که این راننده با نام اختصاری “RFP”، به همکاری با مجلات اتومبیل نظیر موتور ترند روی آورده است و در یکی از جذاب ترین نوشته‌های خود به توصیف تجربه رانندگی با دو دستگاه از موفق ترین نمونه‌های مسابقه‌ای ب ام و در سال‌های اخیر پرداخته است.

به نقل از RFP

برای یک گیاه خوار، غذا خوردن در زمین گاو بازی، می‌تواند یک چالش اساسی باشد. برای اولین بار، به عنوان یک ژورنالیست واقعی!راهی سفری به جنوب اسپانیا شدم، تا با دو خودروی مسابقه‌ای ب ام و با نام‌های M3 DTM و Z4 GT3 کمی شیطنت را تجربه کنم…!

وقتی که از اتوبان‌های اسپانیا عبور می‌کردم. متوجه نظم و انضباط به شدت ضعیف در اتوبان‌های این کشور شدم. در بزرگراهی که با حداکثر سرعت ۷۵ مایل بر ساعت مشخص شده بود، خودروهایی که از کنارمان می‌گذشتند قطعا سرعتی به مراتب بیشتر از ۱۰۰ مایل بر ساعت داشتند. در آخر هم شاهد تصادفی سهمگین در قسمتی از این بزرگراه بودیم. در طی این سفر سخت در بزرگراه بالاخره به مکان موعود، پیستی به نام Monteblanco رسیدیم و در ساعات بعدی شاهد رانندگی به شدت خشنی توسط همکارانمان با این ب ام و‌های نازنین بودیم.

بی ام و

این ۲ مدل تجاری

در حال حاضر ب ام و دو مدل تجاری به نام‌های M5/ M6 را در بازار دارد و به زودی مدل‌های M3 /M4 نیز جمع تولیدات اسپرت این شرکت می‌پیوندند.  حال باید ببینم تجربه رانندگی با مدل‌های مسابقه‌ای این کمپانی به چه صورت است! درحالی که همه راننده‌ها مشغول پوشیدن لباس سفید مخصوص ب ام و شده بودند. من غرق در مهمان نوازی آلمانی‌ها شده بودم… احساس کردم که به عنوان یکی از رانندگان کارخانه ب ام و در این جمع هستم. این حس با توجه به پیشینه شغل من بسیار آشنا بود. همه مراجعه کنندگان لازم بود که تجربه حضور در پیست اتومبیل رانی را داشته باشند. با این حال برای رانندگی با مدل DTM وجود مدرک مخصوص FIA هم الزامی بود و بدین ترتیب تنها ۸ نفر مجاز به رانندگی با مدل DTM شدند!

هر راننده مجاز به آوردن یک همراه با خود بود. همچنین ب ام و راهنمای مخصوص خود را برای ما در نظر گرفته بود.

پیست مورد نظر که تنها ۷ سال از ساخت آن می‌گذشت، بر طبق آخرین دستاورد‌ها شکل گرفته بود و بسیار مدرن و تکنیکی به نظر می‌رسید. نسخه در نظر گرفته شده پیست برای این تست، تنها ۱٫۵ مایل طول داشت که ۸ پیچ سنگین و خطرناک را نیز شامل می‌شد.

در اولین مرحله به سراغ مدل Z4 GT3 می‌رویم. این اتومبیل که نسخه اصلی خودرو حاضر در مسابقات لمانز آمریکا است در قسمت هایی با نمونه آمریکایی تفاوت دارد. موتور قرار گرفته در زیر کاپوت فیبرکربنی عظیم آن، ۴٫۴ لیتر دارد و به صورت تنفس طبیعی V8 ساخته شده است.

قلب ورزشکار

این قلب ورزشکار حداکثر قدرت ۵۱۵ اسب بخار را در دور ۸۵۰۰ rpm بدون هیچ وقفه‌ای ارائه می‌کند! این خودرو از بسیاری از خودروهای مسابقه‌ای که من سابقه رانندگی با آن‌ها را دارم سبک‌تر است و با توجه به افزوده شدن تجهیزات استاندارد برای مسابقات اروپایی(نسخه مورد آزمایش) شامل ABS و ترکشن کنترل و سیستم پایداری مخصوص نیز می‌شود.

در شروع با اخطار راهنمای خود مواجه شدم که گفت:به دلیل سرد بودن تایرهای دانلوپ باید از حرکات خاصو ناگهانی تا زمان گرم شدن تایرها پرهیز کنم و ممکن است اختلاف دمایی تایر با سطح پیست که به ۴۸ درجه هم می‌رسد عواقب بسیار بدی به همراه داشته باشد. در حالی که شروع به رانندگی در پیست کردم که چسبندگی تایرها دوری پس از دور دیگر بهتر می‌شد و به عنوان یک راننده حرفه‌ای باید بسیار بردبار(صبور) باشم تا به ماکزیمم سرعت این اتومبیل دست پیدا کنم.

بی ام و

تجربه نخست

اولین تجربه رانندگی با این خودرو این بود که به دلیل شاسی بسیار محکم و امن، پدیده کم فرمانی در پیچ‌های کم سرعت مشهود است.

این پدیده می‌تواند به دیفرانسیل خودرو هم ربط داشته باشد. تجربه دوم ارائه قدرت این موتور در دور بسیار بالا است که با شکوه هرچه بیشتر به خصوص در طی دنده دوم ارائه می‌شود!به دلیل نبود توربودر پیشرانه دلچسب و روان این Z4 نامهربان،  هیچ تاخیر یا به اصطلاح لگی احساس نمی شد.

در مسیر‌های مستقیم به سرعت‌های ۱۵۵ مایل هم رسیدم. که به دلیل حضور ABS ترمز گیری بسیار راحت به مانند یک خودروی شهری بود. گرچه در طی چند دور دچار انحراف هم در بخش عقبی خودرو شدم که بیشتر به دلیل ترمز گیری اشتباه خودم بود تا خودرویی که درون آن نشسته بودم!

بی ام و

باشکوه

گشتاور…بسیار با شکوه بود و در کل رانندگی با این ب ام و جنگاور بسیار قابل پیشبینی و تحت کنترل احساس می‌شد، حتی تکان‌ها و ضربات متعددی که در گذر از پیچ‌های مختلف به بدن راننده می‌رسید بسیار فرح بخش بود!شیفت کردن دنده به سادگی هرچه تمام‌تر انجام می‌پذیرفت و به دلیل بازه بزرگ دور موتور به راحتی می‌توان پیچ‌ها را با خیالی آسوده طی کرد. 

کشش، تعادل و سرعت بسیار بالا و میزان تولید قابل توجه داون فورس(نیروی رو به پایین) این Z4 مسابقه‌ای را برای ما به مانند یک ستاره مقدس ساخته بود. با این وجود وقتی نوبت به تست مدل M3 DTM شد همه خوبی‌های Z4 برای ما رنگ باخت.

آخرین M3 DTM

جذابیت بی پایان، با ظاهری بشاش و زیبا M3 DTM، نشان دهنده آن است که چه فکر و خیالی در پشت یک M3 معمولی نهفته است!کیت بدنه بسیار بزرگ که به اندازه بزرگی اش جریان هوای خالص را از روی این بدنه زیبا عبور می‌دهد.  طراحی جلویی حسی همانند شیرجه رفتن ناگهانی یک هواپیما عبوس را در دل بیننده ایجاد می‌کند.

طراحی بسیار جذاب کانال مانند قسمت بالایی چرخ‌های جلو که جریان هوا را از طریق درزها به اسپیلیتر عقب می‌رساند و استفاده گسترده از فیبر کربن مونوکوک، که به صورت مستقیم از نمونه‌ای تولیدی از مسابقات F1 گرفته شده است. قهرمان فصل گذشته این مسابقات یعنی برونو اسپنگلر می‌گوید به غیر از قهرمانی خودم. 

بیمر برنده بخش کارخانه‌ای مسابقات DTM هم شده است که با توجه به عملکرد این ب ام و اصلا عجیب به نظر نمی رسد!

بازیگر اصلی این ماجرا بدون شک موتور تنفس طبیعی ان است، دو ردیف بلوک موتور V8 به صورت ۹۰ درجه در کنار هم قرار گرفته اند. قدرت آن به میزان ۴۸۰ اسب بخار می‌رسد و گشتاور تولیدی نیز رقم ۳۶۰lb-ft را نشان می‌دهد.

فقط ۲ موتور

این موتور ۴ لیتری شاید از خیلی از نمونه‌های جاده‌ای قدرت کمتری تولید کند، اما مهندس اصلی می‌گوید که آن‌ها در طی یک فصل تنها حق استفاده از دو موتور را دارند که باعث تعجب من شد و البته پاسخی بود برای سوال هایی که در ذهنم شکل گرفته بودند، چرا که با این حساب باید دوام این موتور مسابقه‌ای هم به راستی بالا باشد!

بعد از کمی رانندگی احساس کردم که به راحتی این شاسی می‌تواند ۱۰۰ اسب بخار قدرت دیگر را هم به دوش بکشد و اگر این اتفاق بیفتد مدل‌های DTM دست نیافتنی‌تر از قبل خواهند شد! وزن این خودرو تنها ۸۵۸ کیلوگرم است و حتی از یک فیات ۵۰۰ قدیمی هم سبک‌تر است. پس مطمئن باشید که قدرت آن به اندازه کافی است.

بی ام و

برنامه ریزی طبیعی

همه چیز DTM طبیعی و واقعی برنامه ریزی شده است. هیچ چیز الکتریکی اضافه‌ای به کمک راننده نمی آید و حتی توانایی تنظیم بیش از حد صندلی را هم ندارید! دکمه‌های کمتری نسبت به Z4 در این خودرو مشاهده می‌شود و حداکثر سرعت آن هم کمتر از مدل GT3 است.

در زمان تست چند دور اول را به آشنایی با خودرو اختصاص دادم و ۸ دور بعد رانندگی در حالت یک مسابقه واقعی، اما هرگز لپ تایم‌های ما نمایش داده نشد. البته مهندس اصلی به من قول نمایش لپ تایم هایم را داد.  نکته دیگر در کاکپیت این است که حس نشستن پشت یک خودروی F1 را القا می‌کند.

برونو می‌گفت:بیش از حد به دنده فشار نیارید و آن را زیاد نگه ندارید چون صفحه کلاچ به اندازه کافی قوی است و با این حرکت تنها با دنده مرده مواجه خواهید شد، این قهرمان سال ۲۰۱۲ در ادامه افزود:لاستیک‌های هنکوک این خودرو نیاز به گرم شدن دارند تا کارایی لازم را پیدا کنند و ترمز‌های تمام کربنی آن هم در شرایط مشابهی با تایر‌ها عمل می‌کنند.

ترمز گیری با پای چپ در این خودروی کمی سخت جلوه می‌کند. شیفت دنده‌ها هم به راحتی انجام می‌گیرند و مشکلی به وجود نمی‌آوردند.

حس افسانه‌ای

شاید تعریف حسی که در پشت این زیبای افسانه‌ای داشتم در کلمات نگنجد، اما گوشه‌ای از احساسم را برایتان بازگو خواهم کرد. وقتی که شروع به حرکت کردیم بعد از دور گرفتن برای دنده یک به صورت تکرار یک انفجار عظیم، به دنده نهایی یعنی شش رسیدیم!

بنگ بنگ بنگ سرعت تعویض دنده‌های آن واقعا از سریعترین‌های جهان است و همینطور دنده معکوس‌ها که با صدای پو پو پو روح شما را تسخیر می‌کند. جعبه دنده ۶ سرعته سکوئنشال، عاشق بازی کردن با موتور V8 است و همیشه این لذت عظیم را با شما به اشتراک می‌گذارد.

میزان DOWN FORCE که این خودرو در طی حرکت تولید می‌کند آن را به صورت یک میخ حک کاری شده بر روی زمین نگه می‌دارد و ترمز گیری‌های سخت و سهمگینش باعث می‌شود که بفهمید با یک خودروی مسابقه‌ای در حال رانندگی هستید. در یک کلام این خودرو به مانند گیتاریستی است که هرگز از موسیقی کلاسیک خوشش نمی آید و علاقه عجیبی به جست و خیز با آهنگ‌های مهیج و پر سر و صدا دارد!

بی ام و

حداکثر شتاب جانبی

وقتی که پردازشگرها نشان دهنده حداکثر شتاب جانبی به اندازه ۳ G را نشان می‌دهند، خود به خود از سالم بیرون آمدن از این خودرو به شک می‌افتید!در دور آخر حداکثر کارایی و قدرت و دقت را از این خودرو طلب کردم و با پاسخی عجیبی روبه رو شدم! ۱٫۶ ثانیه سریعتر از مدل Z4 GT3 در پیست تنها پاسخ آن بود!

حتی برونو هم به این اندازه اختلاف تایم نداشت و اختلاف او ۰٫۳ ثانیه کمتر از من بود!داده‌ها نشان دهنده ان است که ترمز گیری‌ها در دو پیچ ۶ و ۷ از همه شدید‌تر بوده و سرعت من را از ۱۶۰ مایل بر ساعت به حتی ۴۰ مایل هم رسانده است!

بالاخره تست رانندگی با این دو مدل با شکوه و قدرتمند که به نوعی از بهترین‌های مسابقات GT هستند به پایان رسید، تجربه رانندگی با مدل DTM از آن جهت فراموش نشدنی است که این خودرو در واقع آخرین M3 مسابقه‌ای تاریخ خواهد بود، چرا که مدل جایگزین با نام M4 DTM معرفی شده است، اما باز هم ذهن من درگیر مسئله‌ای جدید شد!

نسخه جدید بی ام و M3/M4 که با موتور تویین توربو ۴۲۵ اسب بخار تولید می‌کنند و در ساخت آن‌ها بخش مسابقه‌ای بی ام و هم شراکت داشته، چگونه می‌تواند باشد…؟!

 

 

[تعداد: 2   میانگین:  5/5]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من را از طریق ایمیل از پاسخ به دیدگاهم باخبر کن! بدون ارائه دیدگاه هم می‌توانید از دیدگاه های جدید در این مطلب باخبر شوید. اشتراک