نگاهی به خودروهای حاضر در سریال Miami Vice

سریال Miami Vice

نگاهی به خودروهای حاضر در سریال Miami Vice

مروری بر فراری دیتونا، فراری تستاروسا و لامبورگینی کونتاش

 

سریال Miami Vice

دهه هشتاد میلادی حال و هوای غریبی داشت. اگر از مدل مو و لباس آن دوره بگذریم، باید به سراغ تغییرات شگرف در تکنولوژی و فرهنگ کشورهای غربی برویم. در این دوره سریال‌های تلویزیونی از سبک کلاسیک و آنچه به جیمزباندی مشهور است، به سمت و سویی متفاوت متمایل شدند. تعقیب و گریزهای طبیعی شاید یکی از عواملی بودند که پس از ترکیب شدن با موسیقی خاص این دهه به روایتی الکترونیکی شالوده اصلی این سریال‌ها را تشکیل می‌دادند.

یکی از موفق‌ترین سریال‌های تلویزیونی در این دهه میامی وایس نام داشت؛ سریالی ساخته کارگردان مشهور آمریکایی مایکل مان. در هر قسمت این سریال باید در ابتدا منتظر کشف یک توطئه جدید توسط باندهای مواد مخدر میامی می‌بودید که پس از تحقیقات مصرانه دو شخصیت اصلی، به چند تعقیب و گریز خودرویی و صحنه اکشن تیراندازی ختم می‌شد. نقش خودروها در این سریال غیرقابل انکار بود؛ به طوری که استفاده از خودروهایی خاص همانند انواع فراری، لامبورگینی، پورشه، کوروت، پونتیاک، مرسدس بنز، ب ام و و اسپرت‌های ژاپنی سبب می‌شد تا بسیاری فقط به خاطر مشاهده صحنه‌های هیجان انگیز تعقیب و گریز خودروهای سریع و گرانقیمت بیننده دائم این سریال باشند. خودروهایی با خطوط تیز و شکسته، چراغ‌های مخفی شونده و تمام خاطراتی که سی سال است برای بسیاری نهادینه شده اند را در این مطلب مرور خواهیم کرد تا ببینیم در دنیای میامی وایس، آن هم سی سال قبل چه می‌گذشته است.

 

از فراری تقلبی تا اصالت باستانی

در چند فصل اول سریال، سانی کراکت و ریکاردو تابز به عنوان دو کاراگاه زبده سوار بر یک فراری دیتونا اسپایدر به دنبال حل معماهای دشوار و دستگیری تبهکاران می‌پرداختند. نکته جالب توجه این است که بسیاری نمی‌دانند که این خودرو در حقیقت یک کوروت نسل سوم کانورتیبل است که با تغییر ظاهر به یک دیتونا اسپایدر مشکی بدل شده است. با این حال به هزار و یک دلیل کسی اهمیت نمی‌دهد که دیتونای حاضر در فیلم واقعی بوده یا خیر.

در دهه هشتاد به یک باره قیمت خودروهای خاص دست دوم افزایش شدیدی یافت. فراری‌ها و پورشه هایی که تا همان چند سال قبل به خاطر “کهنه بودن” قیمتی نازل داشتند،ناگهان عزیز شدند و قیمت هایی نجومی یافتند.

دیتونا یکی از خودروهایی بود که با وجود حضور پر رنگ فراری‌های مدرن، ارزش خود را از دست نداد. دیتونا سمبل افرادی بود که سعی داشتند با خرید یک خودرو نیمه کلاسیک و در عین حال سریع، پرستیژ و سبک خاص زندگی خود را به رخ رهگذران بکشند. دیتونا اسپایدر به خاطر مشخصات فنی و تنظیم خاص کاربراتورهایش، که برگرفته از خودروهای مسابقه ای دهه شصت فراری است، حس رانندگی بسیار خاص و هیجان انگیزی دارد. پاسخ پیشرانه به فشرده شدن پدال گاز بسیار سریع و نفس گیر است و صدای پیشرانه پس از گرم شدن به حد و اندازه هایی می‌رسد که همه از یک فراری انتظار داریم.

 

سریال Miami Vice

وقتی پشت فرمان دیتونا می‌نشینید دید فوق العاده ای به بیرون دارید. سوای از باز بودن سقف، باید به جایگاه راننده در کابین اشاره کرد. حس بازی کردن با دسته دنده به هنگام تعویض دنده و جا دادن آن در درگاه فلزی کلاسیک به سبک فراری‌های اصیل را نمی‌توان با هیچ چیز مقایسه کرد. دیتونا تنها برای گاز خوردن در خیابان‌های بدون پیچ و خم میامی طراحی نشده است؛ بلکه اگر با پیچ و خم‌های متعدد این شهر برخورد کنید، رفتار دوستانه دیتونا شما را مجذوب خود خواهد کرد.

فرمان پذیری بی عیب و نقص دیتونا در کنار شتاب گیری وحشیانه آن این حس را به شما القا خواهد کرد که حقیقتاً سلطان جاده‌ها هستید! سواری دیتونا در عین وحشی بودن و القای حس عصبانیت، بسیار رمانتیک است. در عین حال به دلیل اصالت و قدمت خودرو، دیتونا بسیار صادق و بی پرده رفتار می‌کند. همین حس صلابت و شکوه دیتونا در کنار ظاهر رویایی و عملکرد بی نقص آن است که باعث می‌شود انتخاب آن به عنوان خودرو ماموران مخفی شهر میامی منطقی و درست به نظر برسد.

این که یک مرد شیک پوش از یک دیتونای روباز مشکی رنگ پیاده شده، سر و وضعش را درست کند و عینک آفتابی خود را بردارد یک حس کاملاً درست و حساب شده را در بیننده تداعی می‌کند.

 

جانشین تند و تیز دیتونا

هنگامی که مسئولان فراری موفقیت دیتونای تقلبی را در سریال میامی وایس دیدند، به مایکل مان و تیم تهیه کنندگان پیشنهاد دادند تا دو دستگاه تستاروسا را در اختیار تیم قرار دهد. مایکل مان تصمیم گرفت تا تستاروساها را از رنگ مشکی به سفید تغییر دهد تا در نور شب و صحنه‌های تعقیب و گریز شبانه جذابیت ظاهری دیتوناها بیشتر دیده شود.

علاوه بر این برای کارهای بدلکاری نیز دو دستگاه دتوماسو پنترا خریداری شد و ظاهر آن‌ها دقیقاً مشابه تستاروسا آراسته شد. تغییر از دیتونا به تستاروسا بسیار به مذاق تماشاگران خوش آمد و علاوه بر افزایش جذابیت سریال، محبوبیت تستاروسا در آمریکا  به شدت افزایش یافت و به نحوی به نماد ثروت و شهرت در دهه هشتاد بدل شد. تستاروسا در عین ظاهر مدرن تر و به نحوی خشن تر در مقایسه با دیتونا، خودرویی با وقارتر و آرام تر است.

در عین حال تستاروسا تر و فرزتر و چابک تر از دیتونا به نظر می‌رسد. با این که اعداد و ارقام از عدم تفاوت شگرف در شتابگیری اولیه دو خودرو حکایت می کنند. پیشرانه ۱۲ سیلندر تخت تستاروسا به حجم ۵ لیتر و قدرت ۳۹۰ اسب بخار بازخوردی به مراتب بهتر دارد.

علاوه بر بهتر بودن پایداری تستاروسا، سواری آن به عنوان یک سوپراسپرت موتور وسط ستودنی است. آسایش و راحتی در کنار نرمی نسبی سیستم تعلیق نوید یک سواری با کیفیت را می‌دهد. به دلیل قرارگیری راننده در ارتفاعی مناسب، تسلط و دید راننده بسیار مناسب است.

قراگیری آینه‌های بغل در بالای ستون نیز در عین ایجاد ظاهری عجیب، کارآمد است. فرمان استخوانی، دسته دنده فلزی با درگاه کلاسیک، محل قرار گیری پدال‌ها و ابعاد شیشه‌ها همه و همه به القای چنین احساسی کمک می‌کنند.

خون دهه هشتادی در رگ‌های تستاروسا جاری است. چراغ‌های مخفی شونده در کنار خطوط تند و تیز و ورودی‌های هوایی که پس از تستاروسا همه گیر شدند، با حال و هوای آن دهه همخوانی عجیبی دارند. زمانی گوردون موری، مرد افسانه ای دنیای سوپراسپرت‌ها تستاروسا را به یک اتوبوس دو طبقه تشبیه کرده بود. شاید بتوان این عبارت را بی رحمانه‌ترین توصیف تاریخ برای یک فراری دانست.

 

سریال Miami Vice

اما وقتی متوجه شوید که تستاروسا به عنوان یک سوپراسپرت موتور وسط تا چه اندازه به یک گرندتورر اشرافی نزدیک است ممکن است دلیل این برداشت موری از تستاروسا را درک کنید.

از رینگ‌های ستاره ای اصیل فراری گرفته تا خطوط اغراق آمیز عرضی و ورودی‌های هوای کشیده ای که در کنار آینه‌های طویل عرض خودرو را حتی بیش از آنچه هست نشان می‌دهند همه و همه یادی از دهه هشتاد را برای ما تداعی می‌کند. اگر تستاروسا نبود شاید تصور میامی وایس آن گونه که هست نیز برای ما ممکن نمی شد.

 

انتخاب خبیثان!

تنها “آدم خوب ها” در میامی وایس نبودند که مجهز به ابرخودروهای “اگزوتیک” بودند؛ بلکه تبهکاران و شخصیات‌های منفی در هر قسمت معمولاً سوار بر رقبای تستاروسا و دیتونا بودند. در این میان اما سرآمد تمامی خودروها که به نحوی نماد عصیان و خلافکاری در دهه هشتاد میلادی بدل شد، لامبورگینی کونتاش است.

کونتاش در دهه هفتاد متولد شد، اما این فیلم‌های دهه هشتادی بودند که ظاهر نمونه فیس لیف شده کونتاش مجهز به بادی کیت عجیب الخلقه و باله بزرگ عقب را در دل نوجوانان جا کردند و سبب شدند تا کونتاش به پوستر دیواری تمامی آن‌ها بدل شود. ظاهر خشن و زاویه‌های تند بدنه این خودرو به قدری تاثیر گذار بود که می‌توان اثرات آن را در تمای مدل هایی که لامبو پس از کونتاش روانه بازار کرده است دید.

یکی از این المان‌ها درهای باز شونده رو به بالا هستند که برای مالک کونتاش دردسرساز نیز بودند. پس از باز کردن درها باید با حرکات آکروباتیک و استفاده از تمامی توان خود و عبور از رکابی ضخیم به کابین وارد می‌شدید.

با ورود به کابین وضع حتی از آنچه فکر می‌کردید نیز بدتر می‌نماید. شیشه عقب تقریباً وجود خارجی ندارد و آینه‌های بغل نیز فقط ورودی‌های کناری هوا را نشان می‌دهند. تنها بخش کوچکی از شیشه بغل خودرو، که آن نیز بسیار کوچک است، پایین می‌آید و همین به بدتر شدن دید خودرو کمک شایان ذکر می‌نماید! همین سبب می‌شود تا بهترین راه برای پارک کردن یک کونتاش باز کردن در خودرو و نشستن بر روی رکاب باشد.

علاوه بر دید، صندلی‌های کوناش نیز بسیار ناراحت هستند. آفتابگیرها نیز بسیار کوچک و ناکارآمد به نظر می‌رسند و به قدری بزرگ  هستند که بخش اعظم دید جلو را کور می‌کنند. فرمان در جای درست خود قرار نگرفته است و برای گرفتن آن باید اندکی به سمت راست منحرف شوید.

وقتی پیشرانه ۵٫۲ لیتری V12 کونتاش را روشن ‌کنید، تمامی ۴۵۵ اسب بخار را پشت سر خود حس خواهید کرد. کلاچ بسیار سفت و تعویض دنده‌ها نیازمند بازوانی توانمند است.

علاوه بر این وحشی بودن خودرو سبب می‌شود تا هر لحظه حس کنید که ممکن است تایرهای غول پیکر کونتاش لیز بخورند و شما و خودرو به ناکجا کشیده شوید. پس از مسافت مسیری کوتاه هم ۶ کاربراتور وبر کونتاش تمامی بنزین موجود در باک را مصرف می‌کند و شما باید به فکر سوخت گیری باشید.

چه بنزین شما تمام شود و مجبور شوید در گوشه ای به ناچار بایستید و چه برای خرید از یک مغازه خودرو را با سختی تمام در جایی پارک کنید، نهایتاً از نتیجه کار راضی خواهید بود. این که تمامی رهگذران به کونتاش و ظاهر فضایی آن توجه می‌کند و عده زیادی از آن عکس می‌گیرند.

فلسفه وجودی کونتاش شاید همین باشد؛ این که بیش از آن که به راحتی شما توجه کند، به قرار گرفتن شما در مرکز توجه اطرافیان کمک می کند. امری که برای یک قاچاقچی کوکائین ساکن میامی آن هم در دهه هشتاد مهمترین دلیل برای خرید کونتاش تلقی می‌شد. هیچ کدام از سه خودرو بررسی شده در این مطلب به اندازه کونتاش رسالت خویش را به انجام نمی‌رساند.

 

سریال Miami Vice

 

آخر داستان

اگر امروزه با حوصله بنشینید و سریال میامی وایس را تماشا کنید، شاید حس کنید که این سریال آن قدرها هم یک اثر بی نقص و اسطوره ای نیست. چرا که مجموعه‌های تلویزیونی به مراتب بهتری پس از آن به نمایش درآمده اند که خط داستانی و ساخت فوق العاده ای داشته اند.

آنچه میامی وایس را برای بسیاری تاثیر گذار می‌نماید، تغییراتی است که در دنیای فیلم و سریال ایجاد کرد. این که بسیاری از ما دهه هشتاد را در این مجموعه خلاصه می‌کنیم و المان‌های مهم این دهه، از لباس و ظاهر اشخاص گرفته تا موسیقی و خودروها را یک جا در میامی وایس مشاهده می‌کنیم نکته ای ژرف و لذت بخش است که در پشت هر سکانس از این سریال پنهان دشه است.

سی سال پس از نمایش این سریال، هنوز هم ورودی‌های هوای کناری تستاروسا، صدای گوشنواز پیشرانه دیتونا و باله عقب و کیت بدنه کونتاش روح ما را نوازش می دهند. جادویی که میامی وایس در ذهنیت بسیاری از ما نهادینه کرده است.

 

[تعداد: 2   میانگین:  5/5]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من را از طریق ایمیل از پاسخ به دیدگاهم باخبر کن! بدون ارائه دیدگاه هم می‌توانید از دیدگاه های جدید در این مطلب باخبر شوید. اشتراک