تست درایو لامبورگینی میورا در سال ۱۹۶۸

لامبورگینی میورا

مروری بر آزمایش فنی لامبورگینی میورا در سال ۱۹۶۸/ الهه انتقام

ماجرای چگونگی آغاز رقابت دو صنعت گر بزرگ ایتالیایی در اوایل دهه ۶۰ را همه می دانیم.میورا نمودی فنی از خشم انتقام گیری فروچیو لامبورگینی بزرگ بود که در سال ۱۹۶۶ در برابر عظمت و شهرت محصولات فراری ظهور کرد.

لامبورگینی میورا

گزارش نوستالژیک

بسیاری این خودرو را که یکی از اولین موتور وسط‌های تولیدی جهان بود،به عنوان اولین سوپراسپرت حقیقی جهان می‌ شناسند. با آن که بعدها فراری با دیتونا توانست حداقل از نظر اعداد و ارقام میورا را شکست دهد، اما میورا به قدری ساختار شکن و مدرن بود که هرگز فراری دیتونا نتوانست جایگاه رقیب خود را کسب کند. این خودرو تا سال ۱۹۷۳ در خط تولید ماند و حدود ۷۶۴ دستگاه از آن تولید شد.

در این میان علاوه بر نمونه اولیه با کد P400، نمونه‌های دیگری با پسوندهای S، SV و SVJ به همراه دو دستگاه میورای سقف باز عرضه شدند. سهم ایران در این میان حداقل ۸ دستگاه از این خودرو بود که اکثرا در اختیار شاه مخلوع و اطرافیانش قرار داشتند. در این مطلب به بررسی آزمایش فنی میورا P400  توسط متخصصان نشریه معتبر Road and Track در شماره ماه می سال ۱۹۶۸ می‌پردازیم تا ببینیم میورا در دهه شصت میلادی چه غوغایی به پا کرده است.

لامبورگینی میورا

گاو وحشی در آمریکا    

اولین بار در بهار سال ۱۹۶۶ بود که پیش نمونه میورا به جهانیان معرفی شد و از همان ابتدا مشخص بود که محصول نهایی خودرویی خاص خواهد بود. با آن که پیش از عرضه میورا نیز همگان اطمینان داشتند که خودروهای مسابقه ای موتور وسط به زودی خودروهای اسپرت خیابانی را تحت تاثیر قرار خواهند داد، اما هیچ کس انتظار آن را نداشت که اولین نمونه از این دست خودروها ویژگی‌های میورا را داشته باشد.

همین بس که نام لامبورگینی به عنوان تولید کننده گرند توررهای سریع و زیبا در کنار نام یکی از بزرگترین استودیوهای طراحی ایتالیا یعنی برتونه قرار گرفته است تا میورا پدید آید. متاسفانه به دلیل عدم تطبیق میورا با قوانین ایالتی آمریکا، ورود این خودرو در ابتدا با مشکلاتی موجه شد. با این حال تا اینجای کار ۱۲ دستگاه از این خودرو به ایالات متحده وارد شده است. مالک نمونه تست شده توسط نشریه آقای،باب ایستس وارد کننده لامبورگنی در کالیفرنیا و غرب آمریکاست.

مشحصات فنی

اسکلت میورا تماماً از ورقه‌های استیل و المان‌های تقویت کننده فضایی تشکیل شده است که به نسبت سایر رقبا بسیار سبک است. پیشرانه V12 این خودرو با چهار میل سوپاپ توانایی تولید چیزی در حدود ۳۷۰ اسب بخار را در دور موتور ۷۰۰۰ دور بر دقیقه را دارد.

اما نکته جالب توجه در مورد این پیشرانه، خود پیشرانه نیست؛ بلکه نحوه قرار گیری آن است که به صورت عرضی و در حدفاصل بین چرخ‌های عقب و کابین قرار گرفته است. صفحه کلاچ خودرو در سمت چپ پیشرانه و گیربکس ۵ دنده دستی ساخت ZF در پشت آن قرار گرفته است.

فنرها و کمک فنرهای خودرو با باز کردن بخش‌های مختلف بدنه کاملاً نمایان هستند. همچنین برای نگه داشتن میورا ترمزهای دیسکی در هر چهار چرخ به کار گرفته شده اند. برای تکمیل این مجموعه مدرن، بدنه آلومینیومی میورا که توسط برتونه شکل گرفته است، بر روی شاسی قرار می‌گیرد. کابین میورا تنها برای ۲ نفر فضای کافی دارد و ۵٫۱ اینچ مکعب فضای بار نیز در پشت پیشرانه در نظر گرفته شده است.

رادیاتور میورا در دماغه خودرو قرار گرفته است و به وسیله یک ورودی هوا تغذیه می‌شود. هوای گرم شده از طریق دو خروجی که بر روی کاپوت قرار گرفته اند خارج می‌شود. پیشرانه توسط هویی که از ورودی کنار درها وارد محفظه می‌شود خنک شده، هوایی که به این بخش وارد می‌شود نیز از طریق شبکه ای که بر روی پیشرانه قرار گرفته به بیرون هدایت می‌شود. این شبکه بندی به بهبود دید راننده نیز کمک غیر قابل انکاری کرده است. دو ورودی هوای کوچک نیز در جلوی چرخ‌های عقب در نظر گرفته شده اند تا ترمزها را خنک کنند. همه این موارد نشان می‌دهند که لامبورگینی در طراحی میورا تصمیم داشته تا سریعترین خودرو خیابانی جهان را پدید آورد.

تجربه رانندگی

بعد از آن که تیم آزمایش فنی توضیحات لازم را از مالک دریافت کرد، سوار بر خودرو به دل لس‌آنجلس زد تا به بررسی قابلیت‌های میورا در ترافیک سنگین این شهر بپردازد. در ابتدا استرس خاصی در تمامی افراد تیم مشهود بود؛ چرا که سواری گرفتن از یک ابر خودرو ۲۰ هزار دلاری (سال ۱۹۶۸) عریض با دید عقب اندک در چنین محیطی ممکن است بسیار دردسر ساز باشد. با این حال پس از مدتی این هیجان توام با ترس فروکش کرد.

با آن که نمی‌توانیم رانندگی با میورا را آسان و کم دردسر تلقی کنیم، اما پس از مدت اندکی می‌توانید به رانندگی با آن عادت کنید. تمامی ادوات در کابین میورا به جز فرمان بسیار سنگین و سفت و سخت هستند. خصوصاً آن که باید به کار کردن با پدال‌های خودرو عادت کنید اگر می‌خواهید در سطح شهر دور موتور پیشرانه کارآمد میورا را به ۷۵۰ دور در دقیقه محدود کنید.

پیشرانه میورا برای کار کردن در این دور موتورهای پایین که از پس هر خودرویی برمی‌آید طراحی نشده است؛ باید با فشردن پدال سنگین گاز تا انتها به پیشرانه فشار بیاورید تا در هر دنده بتوانید به دور موتور ۷۵۰۰ دور در دقیقه برسید و تمامی قدرت آن را لمس کنید. صدای زیبای پیشرانه در کنار هیجان ناشی از شتابگیری وحشتناک میورا قطعا شما را به وجد خواهد آورد. لرزش خاصی در طول شتابگیری محدوده دور موتور ۲۹۰۰ حس می‌شود که در سلف میورا یعنی ۴۰۰GT مشاهده نمی‌شد.

با این حال پس از گذر از این دور دیگر این لرزش و تشویش را احساس نخواهید کرد و دور موتور به نرمی باقی اعداد را خواهد بلعید. برای گردش در سطح شهر ایده آل ترین حالت آن است که دنده پنجم را انتخاب کرده، در دور موتور ۱۰۰۰ با سرعت ۴۰ کیلومتر بر ساعت حرکت کنید.

  • کم صدا

با آن که پیشرانه دقیقاً پشت سر شما قرار گرفته است، اما سر و صدای داخل کابین از سطح انتظار بسیار پایین‌تر است؛ به طوری که می‌توانید در محدوده سرعت ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت با خیالی آسوده از صدای رادیو لذت ببرید. اما اگر ترجیح می‌دهید که از اصوات دلنواز پیشرانه ۱۲ سیلندر این گاو وحشی نیز لذت ببرید، با فشردن پدال گاز و یک دنده معکوس به راحتی به هدف خود خواهید رسید.

با این که کلاچ بسیار سنگین است، اما در طول تست‌های انجام گرفته هرگز دچار مشکل خاصی نشد. تنها مشکل استفاده از این مجموعه به قدرت خودرو بر‌می‌گردد که در صورت عدم رها کردن کلاچ در ممکن است کار دست شما بدهد. گیربکس و ضریب دنده‌ها بی‌نقص است، اما اهرم تعویض دنده بسیار سفت بوده، جابجا کردن آن در شیارهایی که در درگاه گیربکس تعبیه شده است بسیار دشوار است.

این مشکل مخصوصاً در جابجایی از دنده ۲ به ۳ و از ۵ به ۴ بسیار مشهود است و شتابگیری خودرو را تحت تاثیر قرار می‌دهد. مطمئناً لامبورگینی در آینده سعی خواهد کرد تا این مشکل را برطرف کند.

با مشکلات کنار بیایید

اگر با تمامی مشکلات ناشی از تعویض دنده و سنگینی کلاچ میورا کنار بیایید و جرات فشار آوردن به پیشرانه ۳۷۰ اسب بخاری میورا را داشته باشید، این خودرو عملکردی بسیار استثنائی برای شما به نمایش خواهد گذاشت.

همین قابلیت هاست که میورا را بیش از هر چیز دیگری به یک خودرو مسابقه ای نزدیک می‌کند. علاوه بر این تنظیمات فنربندی و تعلیق میورا نیز بسیار شبیه به یک خودرو مسابقه ای است که این به معنای یک سواری نسبتاً خشک است. همین تنظیمات سبب می‌شود تا در سرعت‌های کمتر از ۹۰ کیلومتر بر ساعت اندکی کم فرمانی حس شود، اما در سرعت‌های بالاتر است که این مشکل به طور کامل رفع می‌شود.

همین نکته باعث می‌شود تا در بسیاری از پیچ‌ها در صورتی که اندکی محتاط باشید از بسیاری از خودروهای ضعیف‌تر عقب بمانید، با این حال چسبندگی میورا در سر پیچ‌ها به مدد تایرهای رادیال در جلو و عقب (با سایز یکسان) در هر سرعتی ستودنی است. لرزش غربیلک فرمان به هنگام گذر از روی دست اندازها بسیار شدید است که این مورد از اثرات دقت و تیز بودن فرمان خودرو است.

  • میورای بی رقیب

در مسیر مستقیم میورا تقریباً بی‌رقیب است. این خودرو یکی از معدود جنگنده‌های خیابانی موجود در آمریکاست که می‌تواند به راحتی به سرعت‌های بالای ۲۱۰ کیلومتر بر ساعت برسد. با این حال رسیدن به این اعداد و ارقام ممکن است برای بسیاری افراد مقدور نباشد، چرا که جلوی میورا از رقبای دیگر خود که موتور جلو هستند بسیار سبک‌تر بوده، همین مورد سبب می‌شود تا فرمان پذیری میورا در سرعت‌های بالا به دلیل لیفت (نیروی رو به بالا در اثر شرایط آیرودینامیکی) ایجاد شده بسیار دشوار باشد. علاوه بر این تاثیرات وزش باد بر کنترل میورا قابل چشم پوشی نیست.

با این حال وقتی پشت فرمان میورا می‌نشینید حس می‌کنید که حتماً باید عقربه کیلومتر شمار را حداقل به عدد ۱۶۰ برسانید تا حس کنید سوار بر چنین خودرویی هستید!

با این حال نمونه تست شده نتوانست انتظارات تیم را برآورده کند. در مسیر مستقیم میورا در مرتبه اول در رفت و برگشت توانست به سرعت متوسط ۲۶۳ کیلومتر بر ساعت در دور موتور ۷۰۰۰ برسد. در تست دوم هم با ایجاد تغییراتی که تحت نظر مشاور فنی تیم انجام شد این عدد به ۲۷۰ رسید. با این حال باز هم میورا نتوانست به عدد مورد انتظار تیم یعنی محدوده ۲۹۰ کیلومتر بر ساعت برسد.

علاوه بر این میورا در تست چهارصد متر نیز نتوانست به اعداد مورد انتظار تیم آزمایش برسد. شاید بتوان برای عملکرد نامطلوب این نمونه خاص دو دلیل را ذکر کرد؛ اول این که این نمونه از نمونه تست شده توسط خود کمپانی سنگین‌تر است و دوم این که ضریب دنده‌ها اندکی با همان نمونه تفاوت دارد. همین دو نکته ممکن است به این نتیجه گیری بیانجامند که میورا واقعاً در تمامی عرصه‌ها سریعترین نیست.

  • ترمزهای غول آسا

ترمزهای غول آسای میورا (۱۱ اینچ در عقب و ۱۲ اینچ در جلو) برای استفاده در سرعت‌های بالا طراحی شده اند؛ به همین سبب ممکن است در صورت استفاده مکرر از خودرو در ترافیک معابر شهری ترمزها به شدت داغ شده، کارایی خود را از دست دهند. علاوه بر این در صورتی که ترمزها سرد باشند تقریباً ۶ فوت در ثانیه از نرخ کاهش سرعت خودرو می‌کاهند. در نهایت به دلیل قیمت ۲۰ هزار دلاری خودرو تیم آزمایش فنی از انجام برخی تست‌ها بر روی میورا منصرف می‌شود.

سواری میورا برای یک خودرو اسپرت نسبتاً نرم محسوب می‌شود. با این حال همان طور که گفتیم خشک بودن سواری آن به حدی هست که ممکن است باعث نارحتی سرنشینان شده، از آن مهمتر برخورد دماغه حساس خودرو با سطوح شیبدار بعید نیست و چنین اتفاقی می تواند به خراشیدگی،ترک برداشتن رنگ و حتی آسیب جدی بیانجامد. صدای پیشرانه در حدی گیراست که صدای ناشی از باد و حرکت تایرهای بر روی آسفالت در آن گم می‌شود.

نگاهی به کابین و سایر بخش ها

محل قرارگیری راننده در کابین با توجه به ارتفاع ۱۰۵ سانتی متری میورا از زمین بسیار مناسب است. علت امر بالا بودن صندلی‌های خودرو است که به ایجاد دید کافی نیز کمک زیادی می‌کند. با این حال همین وضعیت صندلی‌ها سبب می‌شود تا فضای کافی برای افراد بلند قد (حتی بالای ۱۸۰ سانتی متر) فراهم نباشد.

همین صندلی‌ها برای افراد لاغر طراحی بسیار مناسبی دارند و سر پیچ‌ها به خوبی راننده را در آغوش می‌کشند، اما برای افرادی که اندکی اضافه وزن دارند می توانند دردسر ساز شوند. تناقضی که در کابین میورا مشاهده می‌شود این است که اگر بلند قد باشید در کابین به خوبی جای نمی‌گیرید و اگر کوتاه قد باشید، در گرفتن غربیلک فرمان دچار مشکل خواهید شد! البته بسیاری از خودروهای ایتالیایی در زمینه ارگونومی دچار مشکل هستند که میورا نیز از این امر مستثنی نیست.

به خاطر وضعیت قرارگیری پیشرانه و مناسب نبودن شیشه حائل میان موتور و کابین، هوای داخل خودرو بعضاً گرم می‌شود. دید عقب خودرو از آنچه به نظر می‌رسد بهتر است و مشاهده موانع عقب خودرو از لابلای پیشرانه ۱۲ سیلندر میورا چندان هم ناممکن نیست! با این حال برای آن که خیالتان راحت‌تر باشد بهتر است آینه‌های بغل را برای میورای خود سفارش دهید تا در هنگام پارک و سبقت گیری کمتر دچار مشکل شوید.

  • کابین جادار

کابین میورا به قدر کافی جادار است. فاصله پدال‌ها از هم از میزان لازم اندکی کمتر است و مجموعه پدال‌ها اندکی به بالا متمایل است. سوای از این که برخلاف انتظار ما شیشه‌ها برقی نیستند، دستگیره‌های شیشه بالا بر بسیار سفت هستند و استفاده از آن‌ها مشکل است. علاوه بر این به خاطر قرار گیری آن‌ها در زیر دستگیره در، ممکن است هنگام گرداندن شیشه بالابرها دستتان با اهرم دستگیره برخورد کند.

ادوات کابین میورا بسیار ساده و گویاست. نشانگرهای اصلی یعنی دور شمار و کیلومتر شمار در جلوی راننده قرار گرفته، باقی موارد در وسط داشبورد جا خوش کرده اند و برای مشاهده آن‌ها اندکی دقت بیشتر لازم است. به نظر کارشناسان تیم آزمایش همین نکته یکی از نقاط ضعف میوراست؛ چرا که در خودرویی با این قابلیت‌های ویژه تمامی نشانگرها باید دقیقا در مقابل دید راننده باشند و راننده نباید برای دیدن وضعیت چراغ‌های هشدار، نگاه خود را از مقابل خود به اطراف معطوف کند.

  • سیستم تهویه

تهویه کابین در عین سادگی و ابتدایی بودن مناسب و کافی است. مقداری هوای تازه از طریق ورودی هوای جلویی به کابین وارد می‌شود که در صورت نیاز می‌تواند با استفاده از گرمای بخاری، کابین را گرم کند. سرعت فن تهویه تنها یک وضعیت دارد و خروجی‌های اصلی هوا نیز در زیر پای سرنشینان و سقف قرار گرفته است.

دسترسی به تجهیزات فنی خودرو در هر دو قسمت جلو و پشت به سادگی صورت می‌گیرد. کافیست تا درپوش جلویی و پشتی خودرو را به راحتی باز کنید تا تمامی خودرو به جز کابین عریان شود. هر ۲۵۰۰ مایل یک بار باید روغن‌ها تعویض شوند. گارانتی خودرو براساس گفته‌های نمایندگی لامبورگینی انعطاف پذیر و متغیر است و بر اساس استفاده مالک از خودرو تعیین می‌شود.

لامبورگینی میورا

پایان سخن

پس از یک روز سواری با میورا، هنگام تحویل خودرو به نمایندگی تمامی تیم آزمایش حسی مشابه بچه‌های ده ساله هنگام بازگشت از شهربازی داشتند! گویی جدایی از میورا برابر با بازگشت از سرزمین رویاها به دنیای واقعی است. میورا نه بهترین و بی‌نقص ترین خودرو موجود است، نه راحت ترین خودرو جهان!

با این حال تجربه رانندگی با میورا یکی از زیباترین تجاربی است که ممکن است نصیب یک ماشین باز دو آتشه شود. میورا خودرویی نیست که به عنوان تنها خودرو شما در پارکینگ شخصی تان پارک شود. چرا که این کار دقیقاً مثل این است که هر روز بی‌وقفه به سمفونی ۹ بتهوون گوش دهید!

البته کسانی که توانایی خرید چنین خودرویی را داشته باشند، قطعاً خودروهای دیگری نیز در اختیار دارند. به هر صورت اگر در جایی به دور از ترافیک طاقت فرسا و خیابان‌های تنگ و باریک زندگی می‌کنید، میورا بهترین خودرو برای سواری لذت بخش آخر هفته است.

[تعداد: 4   میانگین:  5/5]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

من را از طریق ایمیل از پاسخ به دیدگاهم باخبر کن! بدون ارائه دیدگاه هم می‌توانید از دیدگاه های جدید در این مطلب باخبر شوید. اشتراک